تبليغاتX
دو کلمه حرف - چیز چیز چیز
دیشب هزار بار به خودم لعنت فرستادم که دم امتحانی یک ساعت و نیم از درس خوندنم زدم تا چیز چیز کردن آقای موسوی رو گوش بدم. از اول هم میدونستم میرحسین ضعیف تر ظاهر میشه. اما انقدر؟ تا آخرین دقایقش حرص میخوردم که یک چیزایی رو بگه اما نگفت. حرص خوردم که درست صحبت کنه. حرص خوردم که مثل یک مرد این همه هوادارش رو روسفید کنه اما نکرد...

آقای موسوی شما حتی از حق خانومت هم نتونستی دفاع کنی. فقط یک جمله گفتی که " خانوم من سالها چیز پژوهی گرده"... پس فردا از حق این مردم چطوری میخوای دفاع کنی؟

 دلم میسوزه وقتی اینهمه شور و حال و روبانهای سبز رو میبینم...

حریف اما خیلی مسلط بود. دقیقا دست روی جاهای حساس گذاشت. میدونست چجوری و به زبون مردم حرف بزنه. اینجاهاست که فن بیان معلوم میشه و ورق رو به نفع طرف عوض میکنه.

خوشحالم که از اول هم هوادار میرحسین نبودم. خوشحالم که روبان سبز نبستم.

مطمئنم که شیخ خیلی خیلی خیلی بهتر مناظره خواهد کرد. امیدوارم حرف دل مردم رو بزنه. منتظر میمونم.

دوکلمه حرف : در همین رابطه بخونید مطلب کویر یکی از دوستان روشنفکرم رو.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه 14 خرداد1388 و ساعت 9:44 قبل از ظهر |