روزی که اینجا شروع به نوشتن کردم به پایانش فکر نمیکردم. فکرش رو نمیکردم که یک روز بخوام تعطیلش کنم و برم پی کارم. هر از چند گاهی که کسی از دوستان دست به این کار میزنه بسیار حالم گرفته میشه. چون دوست دارم بمونه و از خوندنش لذت ببرم. چون واقعا به تمامی وبلاگ های لینکم علاقه دارم.
اینها رو گفتم که بگم متاسفانه چند روزیه که وقتی روی وبلاگ مسعود کلیک میکنم ارور میده که وبلاگ حذف شده. بی خداحافظی ! بی خبر!!!
میدونم که هرجایی رو نخونی اینجا رو میخونی. پس بدون که دلمون تنگ میشه برای خودت و نوشته هات. دوستت داشتیم چه وقتی که "قلم" بودی چه وقتی که دلتنگی های مرد ناشناس رو مینوشتی و چه این اواخر که نامه هات رو میخوندیم. بدون که با برگشتنت خوشحال خواهیم شد. بخاطر متنهای زیبایی که خوندیم و چیزهایی که آموختیم.
دو کلمه حرف: آیا تا بحال شما هم ازاین افکار شوم-تعطیل کردن- به ذهنتون رسیده ؟
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه 19 فروردین1388 و ساعت
8:1 بعد از ظهر |