از قدیم یادمون دادن که ماهی رو هروقت از آب بگیری تازست. برامون خوندن که مخور غم گذشته...گذشته ها گذشته...اما نمیدونم چرا هیچوقت نمیتونم بهشون عمل کنم. خیلی وقتها که میشینم و با خودم فکر میکنم یاد گذشته میفتم و موقعیت هایی که میتونستم از اونها بهتر استفاده کنم. خلاصه خیلی وقتها کار من میشه حساب و کتاب گذشته...و این فکر کردنها ناخودآگاه با خودش افسردگی هم میاره و آدم افسرده بازدهی تمام کارهاش رو از دست میده...
بهر حال چاره ای نیست. چیزهایی رو هم که گذشته کاریش نمیشه کرد. امیدوارم انقدر عاقل شده باشیم که حداقل از همین الان بهترین استفاده رو بکنیم تا خدای نکرده یک موقع حسرت همین روزها رو نخوریم...
دوکلمه حرف: پست قبل رو که نوشتم چندتا پیغام خصوصی برام رسید که اظهار تاسف کرده بودن از این دیدگاه. ولی واقعیتش اون چیزهایی که نوشتم فقط جوابی بود به سوال یک دوست و بیشتر حالت گلایه داشت تا اینکه واقعا اعتقادات من باشه. ولی بهرحال نوشتمش چون خیلی مشتاق بودم ببینم دیگران چی میگن. که اتفاقا کامنتهای جالبی هم گذاشتن.
