این روزها فرصتی هست برای اینکه بیشتر توی دنیای مجازی بچرخم. به وبلاگهای دوستان سر میزنم و نوشته هارو میخونم و لذت میبرم. بار ها هم به دوستان گفته ام که خوبی اینجا به مجازی بودنشه. وقتی مجازی هستیم راحت تر حرف میزنیم راحت تر درد دل میکنیم و مشتاقانه تر میشنویم...
آرشیو نوشته های خودم رو که نگاه میکنم اعتراف میکنم صداقتی رو که من توی "دو کلمه حرف" داشتم توی زندگی واقعی خودم نداشتم. شاید حرفهایی رو بعضی وقتها اینجا زدم که پیش هیچ آدم حقیقی نمیتونسم بگم...
به انسانهای اینجا-که مجازی هستند و دوست هم دارم که مجازی باقی بمانند- عشق میورزم. همیشه به همان اسمی که شاید هم اسم مستعارشان باشد قناعت کرده ام و نخواستم هم که بیشتر بدانم. نه دنبال اسم حقیقی کسی بوده ام و نه دنبال ایمیل و نه اینجا دنبال معشوقه میگشتم.حتی اگر حرفی را هم برای کسی خصوصی نوشتم شاید احساس میکردم که اینگونه راحت ترم ... تنها چیزی که برایم مهم بوده و هست حرفهاست و نوشته ها... باشد که بشنویم و شنیده شویم...
حدودا یکسال پیش پستی با همین مضمون نوشتم یک کامنت بسیار زیبا داشت از یک دوست که برای همیشه توی ذهنم باقی موند :
"مجازی بودن این دنیاست که اینقدر قشنگش کرده. یه جا برای از درد گفتن ، شنیده شدن،مرهم شدن،همراه شدن و پذیرفته شدن که تو دنیای حقیقی خیلی کم پیدا میشه.کاش این دنیا هم با ما اینطور بود...به ما فرصت حرف زدن و شنیده شدن میداد....به ما پناه میداد...تا مجبور نشیم از ترس همدیگه نقاب بزنیم و اینهمه گرد و غبار حجاب دلهامون بشه...."
مجازی بمانیم...
+ نوشته شده توسط در جمعه 7 فروردین1388 و ساعت
2:23 بعد از ظهر |