شاید اگه یه قلم و کاغذ میگرفتم دستم بهتر مینوشتم.نمیدونم چرا تو وبلاگ اونطوری که خودم میخوام نمینویسم تا لااقل خودم با نوشته هام حال کنم.فکر کنم توی هرچی استعداد نداشتم توی نویسندگی داشتم که خدارو شکر اونم سوخت.فکر کنم یه ماه بود که طرف وبلاگ خودم هم نیمده بودم ببینم چه خبره .
بهراد به شوخی میگه انگیزه نداری آخه! اگه تو هم دنبال دوست دختر/پسر میگشتی هر روز آپ میکردی...
خواستم بگم حال و حوصله ندارم...با خودم گفتم کی داشتی؟
شاید اگه دور و برم چیزهای اعصاب خورد کن نبود شاید اگه یه رشته ی چرت و پرت توی واحد ابرقو میخوندم شاید اگه خیلی گرفتاری هارو نداشتم وقت میکردم یکم به خودم برسم یه جوری بشم که حداقل خودم با خودم حال کنم.
بازم خدارو شکر که هنوز چند نفر رو دارم که حال و هوامو حسابی عوض میکنن...
+ نوشته شده توسط در جمعه 16 شهریور1386 و ساعت
3:41 بعد از ظهر |
